چه رفتنی
منو،تو دل به من نداده بودی،که حالا میگی دل ازم بریدی
گفتم برات می میرم اما گفتم،کفر پیش تازه مسلمون انگار
برگشتی از من و گذاشتی رفتی،گفتم نرو گفتی خدانگهدار
باخون من حموم خون گرفتی،برای من عاشق کشون گرفتی
هزار تا شکوه داشتم از تو اما،زبون بریدم وزبون گرفتی
من پر از احساس و تو سرد و خاموش،قصه ی ما قصه ی سنگ وشیشه
دل بستنم از اول اشتباه بود،عاشق بودن که اینجوری نمیشه
چه اشتباه و چه درست پیش اومد،عاشق شدم غمت چشاما تر کرد
بازم برات دست به دعا میگیرم،امیدی نیست ولی شاید اثر کرد