هیچ وقت تا حالا شبهای احیا مسجد نرفتم،شاید برای بعضیا یه فضای روحانی ایجاد میکنه که توش میتونن راحت تر به خدا نزدیک بشند ولی من بیشتر میرم تو نقد اشعار سست مداح و در اکثر موارد صدای فالشش و به علاوه مداحی و ذکر مصیبت را برای اینکه مردم اشک بریزند،با اینکه یه نفر قطره چکون دست بگیره و تو چشمشون قطره ی اشک آور بریزه زیاد متفاوت نمی دونم

جدا از بعضی هاشون که تو حال و هوای اشعار محتشم شعر هایی را میخونند،خیلی دیگشون میشینند میگن از تشنگی امام حسین و بدبختی ها و بیچارگی هایی که کشیده و اسیری زن و بچش و...

مردم هم آه و فغانشون گوش عالم را کر می کنه و شدیدا بی رحمانه به سر و سینشون میکوبند. ولی عجلشون برای اینکه به صف غذا برسند و اینکه خیلی هاشون شبهای دیگه یا حتی همون شبها نمازشون را هم نمیخونند(البته نه همه) نشون میده که عملشون از روی عادته نه تفکر

من زیاد آدم معتقدی نیستم ولی تو این شبها به خیلی چیزها رسیدم،انگار تو این شبها مغز آدم بهتر کار میکنه،از همتون هم میخام کنار قرآن سر گرفتن و دعا خوندن هاتون به همه کارهایی که کردید و میکنید فکر کنید،اگه هم از این میترسید که تو جمع کردن ثواب این شبها از بقیه عقب می افتید حدیثی هست که میگه یک ساعت فکر کردن ثواب هفتاد سال عبادت را داره،اون فکر کردن هایی که حر را از قاتل امام حسین بودن رسوند به جایی که رسیدن بهش خیلی دور از ذهنه،شبتون پر بار،ما را هم یادتون نره


این شب قدر دعامان این است        که بدانیم مگر قدر تو را