یه صبح سرد و غم زده،گوشه ی شب دیدم تو را

گفتم بمون و دیگه از گوشه قلب من نرو


رفتی و دیگه هیشکی تو تنهاییای من نموند

آتیش بی هم نفسی قلب شکستمو سوزوند


دیگه توی بی کسیام بر نمی گردی میدونم

هر کاری که میخای بکن،من عاشق تو میمونم


برو برو دختر ماه،نمون تو این دنیای زشت

هر چی که بین ما گذشت بزار به پای سرنوشت


برو و با ستاره های اسمون دمخور بشین

برو و هیچ وقت دیگه این خورشید خسته رو نبین


برو من این گوشه ی دنج به یاد چشمات میشینم

شاید با چشمای ترم تو را تو رویا ببینم


شاید که خاطرات تو بازم تو خاطرم بیاد

شاید دوباره بتونم تو را بیارمت به یاد


بدون که عشق تو برام اولین و آخرینه

برو که چشمای ترم به راه چشمات میشینه