جلال عسکری
عالمی داریم ما نامش جلال
در اصول و جبر و منطق بی مثال
از سر انگشتش فرو میریزد علم
دانش خود را چپانده پر شال
مکتبش را هی رود از چپ به راست
هی رود از راست چپ همچون غزال
در کلام و گفته هایش مانده ایم
هی همی گوید بپرسیدم سوال
خنده اش چون نمره اش نا دیدنیست
داده ما خاکستران را بر زوال
هر چه گویم از مرامش اندکیست
بره کی داند چه باشد پروبال
می نشاید پنجه در دستش زدن
خرد گرداند دو دستت پور زال
امتحانش سخت و جانکاه است او
گر شدی مشروط بر حالت ننال
مدعی باشند اگر وصفش کنند
صد قلم صد برگ و عمر بیست سال
رهرو خامش باش و رویش را نگر
شرح حسن او نگنجد در موال
+ نوشته شده در شنبه سی ام آبان ۱۳۸۸ ساعت 22:38 توسط مهرداد شبیری
|