به یاد ماه رخت...
می از نگاه ترت ناب ناب می جوشد
قدح سلامتی تو شراب مینوشد
کلام خشک و ملال آور من عاشق
به یاد ماه رخت،رخت شعر می پوشد
بیا دوباره من و چشم و راه منتظریم
که گامهای نجیب تو فخر بفروشد
بیایی و به نگاهی دوباره زنده شویم
دوباره آتش ما را رخ تو خاموشد
بیایی و دل من شادمان آمدنت
چهار پاره سراید،قصیده بنیوشد
ولی چه سودکه این راه میزبان تو نیست
ولی چه سود که این چشم هرز می کوشد
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۹ ساعت 14:10 توسط مهرداد شبیری
|