می از نگاه ترت ناب ناب می جوشد

قدح سلامتی تو شراب مینوشد


کلام خشک و ملال آور من عاشق

به یاد ماه رخت،رخت شعر می پوشد


بیا دوباره من و چشم و راه منتظریم

که گامهای نجیب تو فخر بفروشد


بیایی و به نگاهی دوباره زنده شویم

دوباره آتش ما را رخ تو خاموشد


بیایی و دل من شادمان آمدنت

چهار پاره سراید،قصیده بنیوشد


ولی چه سودکه این راه میزبان تو نیست

ولی چه سود که این چشم هرز می کوشد