ترانه
این بیت ماله پارساله ولی حال و هوای بهاری سرودن ندارم!تحمل کنید!
عیدی که نداریم ز دست تو و عشقت ملی شدن صنعت نفت تو مبارک!
نوروز خجستهباز خندیدی و شعرم اُومده
یه غزل،یه مثنوی،یه شعرِ نو
یه رباعیِ پر از غصه و درد
شایدم ترانه،مثلِ اِسم تو
دیگه اِنگار که نه اِنگار واسه تو
که نگاهمون با هم یکی شده
تازه میفهمم که تو ترانه ها
وقتی میگن رفت!یعنی چی شده
قصه ی جدا شدن برای ما
قبل رفتنِ تو آغاز شده بود
حالا زانو هامو تو بغل دارند
دستایی که واسه تو باز شده بود
دیگه شک دارم که حتی اسمِ من
توی یاد و خاطرت باشه هنوز
شک دارم بدونی اینجا یکی هست
که نگاهای تو دنیاشه هنوز
حتی دیگه نای شکوه ندارم
شاید این آخر قصه ی منه
یکی دل کنده از هر چی بوده و
یکی از نبودِتم نمی کَنه
بی تفاوت خنده کُن تا واسه من
اینکه نیستی و نبودی حتم شه
بازم اَشک رو دفترم چکید تا
باز شعرِ من به گریه ختم شه
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 14:18 توسط مهرداد شبیری
|