مهر... و ماه...
بار غم تو را به دل در به در کشم
یا نقش باز گشت تو را روی در کشم
یا با خیال بودن تو عمر سر کنم
یا عمر در نبود تو این جام سر کشم
یا اینکه سر به کوه چو مجنون نهم و یا
فرهاد وار تیشه به کوه و کمر کشم
یا همچو شمع سوزم و سازم ز عشق یا
چون شاپرک به گرد لهیب تو پر کشم
من مهرم و تو ماه و چنین بود سرنوشت
کز دوری تو سوز دل بی ثمر کشم
ای کاش میشد از قلم نور و رنگ گل
تصویری از رخ تو بر این چشم تر کشم
مردم از این فراق خدا آسمانکی
تا مهر و ماه را به بر یکدگر کشم
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم تیر ۱۳۸۹ ساعت 9:48 توسط مهرداد شبیری
|