به مردمی ترین شاعر دنیا"اصغر حاج حیدری"


دیر رسیدم،ندیدمش

ولی همه از شعرش میگفتند و می خندیدند


چند روز بعد،دیدمش،تنها

دم مغازه اش روی دوپا نشسته بود

و دست در یغه ی قابلمه رویین تنی

نان و خورشت لپه می خورد