خانه بیاب
خرقه می نوشم و می پوشم از آن باده ناب
خرقه آلوده به من گشت و می از پایه خراب
خرقه آلوده به من گشت و می از پایه خراب
ساقیا باده بده مست نگشتیم هنوز
جام ما ریز در این کام که داریم حساب
چرخ امشب زچه می چرخد و مه می تابد
گوییا زهره بر شمس زند بانگ رباب
چه ره خانه مشوش شده پر پیچ و خم است
من بوم مست و یا کوچه شده مست شراب
گفتم امشب نشوم مست خدا لیک نخواست
قسمت این بود شود نقشه ما نقش بر آب
خواجه در حکمت او هیچ تو تردید مکن
همه از اوست در این بوده همی خیر و صواب
تویی و این خر و این راه مشوش امشب
گرد بازار مگرد ای خر من خانه بیاب
+ نوشته شده در شنبه سی ام آبان ۱۳۸۸ ساعت 22:36 توسط مهرداد شبیری
|