امشب به بر من است  آن مایه ی ناز

یا رب تو کلید صبح در چاه انداز

ای روشنی صبح به مشرق برگرد

ای ظلمت شب با من غمدیده بساز

 

تصنیف زیبای امشب شب مهتابه را با صدای زیبای بانوی آواز ایران مرضیه گوش میکردم،همون تصنیفی که احتمالا شما تو تیراژ ابتدایی قهوه ی تلخ مهران مدیری با صدای خودش شنیدید،این تصنیف ساخته ی استاد علی اکبر شیداس و زیبایی این کار با صدای بانو حداقل برای من دو چندان میشه وقتی میدونم که علی اکبر شیدا عاشق بودند،عشقی که عاقبت استاد را به جنون میکشونه،هر موقع میشنوم "ای ظلمت شب با من غمدیده بساز"اشک توی چشمام جمع میشه و کلی تصویر از عشق یه آهنگساز به یک رقاص یهودی از ذهنم عبور می کنه،و از خودم میپرسم کسی که به قول عارف قزوینی ترانه هاش را هنگام راز و نیاز صبحگاهیش با خداوند میسرود،کسی که صدسال موسیقی ایران را با عارف شریکه،چطور ؟تقدیم به روح بلند علی اکبر شیدا

 

شب با دلم نساخت،سحر اعتنا نکرد

غم با من شکسته و بی کس چه ها نکرد

 

می گفت تا همیشه کنار توام ولی

رفت آن عزیز جان و به عهدش وفا نکرد

 

امشب دوباره شب شب مهتاب بود و باز

ناز صدای او من گم را صدا نکرد

 

باز اشک روی گونه ی من خشک شد ولی

آغوش روی این من بیچاره وا نکرد

 

خوابید تا همیشه حبیب و طبیب من

فکر من به عشق گرفتار را نکرد