مریم من...
تقدیم به دوستم،برای عشقش...
نماند کوه دمی زیر بار ماتم من
نشست رود یک از بی نهایت غم من
نگفت هیچ قلم قصه های تلخ مرا
نبود جز نمک شوره زار مرهم من
چه کرد با من بیچاره عشق تو که بهار
هزار بادیه گل کرد از اشک نم نم من
و رفت بود و نبودم به پای بودن تو
نماند جز شب اردیبهشت همدم من
تو گل بکن،تو بگو،تو بمان،تو مرهم نه
تو صبح کن شب تار مرا تو مریم من
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 9:5 توسط مهرداد شبیری
|