گریه
و میان دلهایشان محبت قرار داد که اگر با تمام ثروت های دنیا میخواستی چنین کنی نمیتوانستی
آیه ی 63 سوره ی انفال
میخوام امشب واسه تو گریه کنم
کی میگه که گریه مال مرد نیست؟
تا کجا آخه با کوه غم ستیز؟
هیچ مردی مرد این نبرد نیست
همه عالم که دیدن،تو هم ببین
اشک چشماما و رد شو و برو
آب میشم و میریزم و تو هم
سنگ بودنو بلد شو و برو
نمیدونی نمیفهمی گل من
داری قطره قطره آبم میکنی
منی که عزیز قلبت بودمو
حالا هی "شما"خطابم میکنی
هنوزم میبارم و آخ نمی گی
مرده واست دیگه عشقت،این من
هی میگم تو هم یه قطره ولی نه
گریه واسه مرده انگار اصلن
تاب از دلم ، آب از سرم ، رفت و گذشت اما چه سود؟
دل دادم و ، عاشق شدم ، عاشق نبود ،عاشق نبود
بی تاب تو ،بی خواب تو ، روز و شبا ، سر میرسن
من گریه و تو خنده ای ،باشه بخند! ،باشه بخند!
آره انگارت نه انگار که دیگه
بودنت برای من محال شد
به خودم میگم که بی خیال ،بسه
مگه میشه آخه بی خیال شد؟
برو دیگه بسه گریه دیدنت
قصه ی هق هق من آخر شد
برو نکنه دلت بسوزه یا...
یا خدا نکرده چشمت تر شد
تاب از دلم ، آب از سرم ، رفت و گذشت اما چه سود؟
دل دادم و ، عاشق شدم ، عاشق نبود ،عاشق نبود
بی تاب تو ،بی خواب تو ، روز و شبا ، سر میرسن
من گریه و تو خنده ای ،باشه بخند! ،باشه بخند!