یک سال شد که در غم تو زار میزنم

سر را به بغض سنگی دیوار میزنم


یک سال شد که قصه تلخ غم تو را

در شعر های خط خطی ام جار میزنم


آتش زدی به جانم و باور نمیکنم

من،عشق،نه،دست به انکار میزنم


انکار میکنم که تو هستی و بوده ای

هر شب هزار خاطره را دار میزنم


مرحم به زخم های دل تنگ می نهم

در حسرت تو،زخمه به این تار میزنم


هر شب همین بساط و همین قصه ی من است

شب را به نام غصه ی  دلدار میزنم


یک حلقه دود در شب دی باز محو شد

لب را دوباره بر لب سیگار میزنم