سده یا همون خمینی شهر یه شهر نسبتا کوچیکه که نزدیک ترین شهر به اصفهان محسوب میشه

مردمش هم صبح تا شب دنبال پولن و خدا را شکر تو این راهم موفقند.شاید به همین دلیل سده زیاد شاعر و ادیب نداره.شعر خونی هم زیاد توش رواج نداره به جز شعر طنز ولاتی(زبان محلی)که تو این نوع شعر اقای حاج حیدری(خاسته)به دلیل تسلطش بر این زبان و طنز ذاتیش بسیار موفقه.

و کلا توی این شهر من این دوتا شاعر را میشناسم یکی خاسته و یکی هم سعید بیابانکی که البته سعید به خاطر زبان و سبک جدیدش شهرت بیشتری داره و انصافا شعر هاش نقص ندارن

سعیدا از بچگی میشناسم .تو اولین فیلمی که باهم داریم من هنوز سنم به سال نرسیده.

اون زمانا هنوز استاد نبود و همه به اسم سعید اسا اقا میشناختنش

یه پیره مرد که تو مهربونی و سادگی حداقل توی سده نمونس و چند تا خاطره ای که باهاش دارم هیچ وقت نمی زاره سعیدا استاد صدا کنم

برای من و سده اون همیشه سعید اوسا اقاس و تا اخرم همینجور میمونه

تابستون امسال بود که به خاطر یه مراسم یکی دو روز باهم زندگی خوابگاهی داشتیم.تو اونجا کلیپ شعری که برای علیرضا غزوه و سهیل محمودی گفته بود برام فرستاد

تو دلم گفتم باشه به سهیل میگی کچل یه شعری واست بگم

به پای شعر اون نمیرسه ولی خوبه

هر گونه برداشت سیاسی اجتماعی اقتصادی نظامی و انتظامی هم با ذکر یک صلوات نسار روح پدرش ازاده

 

شاعری هست از دیار سده

دست,به به,جواب هم دارد

 

دست دوم به افتخار خودم

سده اینگونه شاب هم دارد

 

لایق این نمونه کف زدن است

گر چه گاهی عتاب هم دارد

 

سه برادر حسن,کریم, رضا

دختر عامو رباب هم دارد

 

کله ای صاف و خوشکل و براق

گویی ان کله ساب هم دارد

 

هست او را هزار تا وبلاگ

چند تایی کتاب هم دارد

 

شعر هایش خدا و پیغمبر

گل و مرغ و شراب هم دارد

 

تا بخواهی دری وری,دارد

گاه اشعار ناب هم دارد

 

سابقه ی سیاسی,البته

کله ای بس خراب هم دارد

 

گاه شعرش دو آتشه گاهی

شعر چیز دور قاب هم دارد

 

عکس با این جناب هم دارد

عکس با آن جناب هم دارد

 

خال را خوب میزند به زمین

جنحه و ناصواب هم دارد

 

شاعری آب و نان ندارد لیک

شعر او نان و آب هم دارد

 

ربع و نیم و تمام راضی نیست

سر توی حساب هم دارد

 

هر کجا شعر و سکه هست آنجاست

گویی او سکه یاب هم دارد

 

خانه اش را کشیده او تهران

خانه اش مستراب هم دارد

 

مسترابش چراغ هم دارد

بر چراغش حباب هم دارد

 

چند ویلا شمال و چند جنوب

باغ توی خوشاب هم دارد

 

شاعران نان خشک میلیسند

سفره ی او کباب هم دارد

 

تا ده و نیم توی هال دراز

خوردن اینگونه,خواب هم دارد


گفتمش ای سعید بر من نیز

نظری کن,ثواب هم دارد

 

بگذریم از حساب شوخی و شعر

گلبن است و گلاب هم دارد


خاکی است و نشانه اش اینکه

توی جیبش تراب هم دارد

 

کیست او او جناب آنکی است

قبل آنک,بیاب هم دارد