گريه كردم...
باز من و توييم و اين شب،اين شباي پر ستاره
آرزو دارم عزيزم كه ببينمت دوباره
اومدي نوشته هاما بانگات ترانه كردي
حيف منتظر بمونم،حيفه كه تو برنگردي
دل هر سكوتا بشكن،سر صحبتا را وا كن
بيا ذل بزن تو چشمام،بيا باز منو صدا كن
بيا تو كتاب شعرم،كه ورق ورق نميره
دست بذار رو قلب خستم،تا دوباره جون بگيره
نخا از من كه نميرم،كه نسوزم،كه نپاشم
من نمي تونم عزيزم كه به ياد تو نباشم
برا صد تا شعر ديگه،پي يك نگات مي گردم
خيس شده دفترم انگار،باز دوباره گريه كردم
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 11:48 توسط مهرداد شبیری
|