یا مکن با فیل بانان مشوره            یا بنا کن خانه ای فیل توش بره!

با استاد راهی در مورد چاپ کتاب مشورت کردم فرمودند که اشعار خوبن ولی با توجه به استعدادتون اگه اشعار چاپ بشن چند سال دیگه باید برید این کتابخونه اون کتابخونه که کتابهاتون را جمع کنید.

اشعار احتکار شده ای را که قصد چاپش را داشتم براتون میذارم،با این که این شعرم را خیلی دوست دارم،امیدوارم یه روزی به جایی برسم که دیگه این اشعار برام زیبا نباشه...


گفت و گفت و گفت

شاید ساعتی روزی

از پریزادی چمان سرمست

آن پری رویی که مثلش نیست،اما هست


تا رسید اینجا:

که یک روزی و یک جایی ورا دیدم

و با آن لحظه تا امروز ده سال است


گفت:

داستانها دارم از این سالها اما

قصه را زین جا به آخر می کنم کوتاه

دم فرو برد و برآورد

: آه