باز...
تقدیم به استاد محمد مستقیمی...
باز خوابیده روی قیر سیاه
باز بر بام خانه چشم به راه
باز هم این شب بهار آلود
باز صدها ستاره و یک ماه
باز درگیر خاطراتی تلخ
باز هم دل خراب و عقل تباه
باز هم یاد لحظه ی رفتن
من پر از اشک و هق هق و تو نگاه
باز هم صبح،باز هم گریه
باز افسوس،باز حسرت و آه
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 9:44 توسط مهرداد شبیری
|