به همدم همه شبهام...این شب تیره....



شب آمد و دوباره منم پا به پای شب

شب آمد و دوباره من و کوچه های شب


گفتی می آیی یک شب و سالیست جای تو

رفتست و آمدست فقط شب به جای شب


کارم شدست این سر شب هق هقت کنم

از غصه هام قصه بگویم برای شب


شب مهربان همیشه مرا گوش کرده است

با من گریستست گهی نیمه های شب


هر روز نقش روی تو در ابر دیده ام

اما به تو شبیه ترند سایه های شب


امشب دوباره دیدمت ای سایه ی شبیه

افسوس ترک میکنیم انتهای شب


مانند انکه رفت و ازاو یادگار ماند

این عشق!ماجرای من و ماجرای شب


این شعر هم تمام نشد,صبح آمد و

جا ماند بیت آخر آن لا به لای شب