تویی که دوستت دارم
این شعر برای توست
برای تو
تو
تویی که از شعر چیزی نمیفهمی
این شعر برای توست
...
تویی که شاعرم کردی
و باعثش هستی
که الان اینجا باشم
و بخوانم این شعر را
برای تو
میان این همه استاد و نا استاد
همین ها
که معطلند شعر من
(که نه) شعر تو
تمام شود
و شروع کنند بگویند
- : طولانی بود...
- : شاعرانگی اش کم بود...
- : اصلن شعر نیست این...
...
و خودم حتی ...
بگویم: "تو" هایش زیادست انگار
...
تا شعر تمام نشده...
...
گور بابای همه مان...
این شعر برای توست
برای تو ...برای تو ...برای تو ...برای تو...
تویی که دوستت دارم
...
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 18:15 توسط مهرداد شبیری
|