این شعر برای توست

برای تو

تو

تویی که از شعر چیزی نمیفهمی

این شعر برای توست

...

تویی که شاعرم کردی

و باعثش هستی

که الان اینجا باشم

و بخوانم این شعر را

برای تو

میان این همه استاد و نا استاد

همین ها

که معطلند شعر من

(که نه) شعر تو

تمام شود

و شروع کنند بگویند

- : طولانی بود...

- : شاعرانگی اش کم بود...

- : اصلن شعر نیست این...

...

و خودم حتی ...

بگویم: "تو" هایش زیادست انگار

...

تا شعر تمام نشده...

...

گور بابای همه مان...

این شعر برای توست

برای تو ...برای تو ...برای تو ...برای تو...

تویی که دوستت دارم

...