منم که شهره ی شهرم
اولین غزل سال جدید!
من ناله ام به بانگ بلا خیز شهره شد
من قصه ام به تلخ و غم انگیز شهره شد
لیلاییم که قیس به من پشت کرد و رفت
مجنون نشد که بل به خرد نیز شهره شد
من شهریار مکتب عشقم که عشق او
دیر آمد و به شاعر تبریز شهره شد
دزدی شبی شنید غم ضجه ی مرا
اینگونه شد فضیل به پرهیز شهره شد
روزی بهار بود همین زرد رو چو من
عاشق شد و شکست و به پاییز شهره شد
فرهاد وار می تپد این دل شنیده است
شیرین به شاهبانوی پرویز شهره شد
این زخم کهنه می کشد آخر مرا شبی
این زخم کو مرا به دل آویز شهره شد
ماندیم لنگ قافیه و دیده خون چه عیب
تیمور لنگ نیز به خون ریز شهره شد
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 9:51 توسط مهرداد شبیری
|