و گفت مداح جوان:

ناگاه شمر به اژدهایی هفت سر بدل شد

امام شمشیر خود را برآورد

نوری مهیب از شمشیر او خارج شد

و شش سر آن اژدها را انداخت

و گفت

و گفت

...

کسی فریاد بر آورد:

بس کن

..

که تاب از دلم بردی

و گریستن را ادامه داد


مهرداد شبیری-تابستان 1420