بزار باورم شه
عشق بزرگم آه...چه آسان حرام شد
...
گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت
دیگر تمام شد گل نازم!تمام شد
...
بعد از تو باز عاشقی و باز...آه نه
این داستان به نام تو اینجا تمام شد
حسین منزوی
میگی قسمته،شایدم قسمته
تو آغوش اون بشکفه خنده هات
که اون شاد باشه کنار تو وُ
من اینجا پر از غم بخونم برات
میگی حکمته،شایدم حکمته
پر از اون شه امروز و فردای تو
که من بی کسی ها ما هق هق کنم
که اشکام ببوسه منو جای تو
نمیدونی بی تو تو این لحظه ها
دارم بی خودی دست و پا میزنم
تو میخندی به حال و روز دلم
آره راست میگی،قسمته بشکنم
شبا بی تو بی خوابی و بی کسی
شده هم شب و همدم و مونسم
نه تقصیر تو نیست این قسمته
که هر شب به بن بست تو میرسم
گناه تو نیست که دلت سنگیه رفیق دلم بغض و دلتنگیه
که سهم نگاهم نگاه تو نیست گناه تو نیست،نه گناه تو نیست
نزار شک کنم لحظه ای اون تو بود
که رو حرف هاش نا گهان پا گذاشت
به یه پست نامرد دل داد و رفت
منو تو شب بی کسی جا گذاشت
بزار باورم شه که تو نیستی
اونی که سپرده منو دست غم
اونی که هوس کرد ترکم کنه
بزار باورم شه،نزار شک کنم
گناه تو نیست که دلت سنگیه رفیق دلم بغض و دلتنگیه
که سهم نگاهم نگاه تو نیست گناه تو نیست،نه گناه تو نیست