بادام تلخ
خون به دل من و به دل جام کرد و رفت
با حرف های خوب مرا خام کرد و رفت
میگفت تا همیشه کنار تو ام ولی
صد شعر غم زده به من الهام کرد و رفت
از رنگ بنفشه و زبو یاسمنی
تو سرو بلند و سرکش این چمنی
مضمون هزار هزار بیتی و غزل
تو ضربه ی آخر رباعی منی
روی اسب بهشت زد زین را
بر مزارش نوشته اند این را
"بیست و یک سال مرد تا فهمید
فرق بادام تلخ و شیرین را"
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 12:0 توسط مهرداد شبیری
|